محمد مهدى ملايرى

187

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

شقاق به مكه پناه برده‌اند اختيار آنها را به من واگذار كه به سزاى اعمالشان برسانم وليد هم به عامل خود در مكه نوشت كه آنها را بگيرد و نزد حجاج بفرستد ، عامل مكه هم سه تن از آنها را دستگير كرده و به عراق فرستاد از آن سه تن طليق بن حبيب در ميان راه مرد و مجاهد هم در زندان حجاج جان سپرد و سعيد بن جبير را هم حجاج دستور داد در مقابلش گردن زدند و همين هم آغازى براى پايان كار او شد . نوشته‌اند وقتى او را در محضرش گردن زدند سر او به جلو تخت حجاج غلتيد و به گونه‌اى قرار گرفت كه چشمان او با چشمان حجّاج برخورد نمود و از اين تاريخ حال حجاج نيز دگرگون شد . از اين زمان حجاج دچار كابوسى گرديد كه آنى سعيد بن جبير كه با نگاهش از او دادخواهى مىكرده از نظرش دور نمىشد و پيوسته مىگفت مرا با سعيد بن جبير چه كار بود . و چهل روز در اين كابوس وحشتناك گذراند تا مرد « 1 » . حجاج پيش از مرگ خود يزيد بن ابى مسلم دبير ديوان رسائل خود را عامل خراج عراق گردانيد . يزيد بن ابى مسلم از موالى ثقيف قبيلهء حجاج و برادر رضاعى او بود ولى بيش از نه ماه در اين سمت برجاى نماند . « 2 » چون وقتى خلافت به سليمان بن عبد الملك رسيد او را از اين كار برداشت . يزيد بن ابى مسلم در خلافت يزيد بن عبد الملك عامل آفريقا گرديد و در همانجا به دست مردم كشته شد . سبب كشته شدن او اين بود كه او هم مىخواست در آفريقا همان كارى را بكند كه حجاج در عراق كرد يعنى مسلمانانى را كه قبلا اهل ذمه بوده و جزيه مىپرداخته‌اند دوباره به وضع سابق برگرداند و از آنها جزيه بگيرد و آنها هم نپذيرفتند ، بر او شوريدند و او را كشتند و اين در سال 102 هجرى بود . « 3 » در سال 96 هجرى كه سليمان بن عبد الملك يزيد بن ابى مسلم را از ولايت عراق برداشت ولايت آنجا را در همهء امور به يزيد بن مهلّب واگذاشت ، ولى يزيد

--> ( 1 ) . طبرى 2 - 1362 . ( 2 ) . جهشيارى ، ص 43 . ( 3 ) . جهشيارى ، ص 57 .